در میان کوچههای قدیمی محله سنگلج تهران، خانهای قرار دارد که علاوه بر پیوند با خاطرات کودکی جلال آلاحمد، تصویری از شیوه زندگی و معماری خانههای سنتی پایتخت را پیش چشم میگذارد. خانه پدری این نویسنده، بیش از آنکه فقط به واسطه نام یکی از چهرههای ادبی ایران شناخته شود، فرصتی برای آشنایی با مفهوم حریم خصوصی، تفکیک فضاها و الگوی زندگی خانوادگی در خانههای قدیمی تهران است.
یکی از ویژگیهای قابلتوجه این خانه، ساختار تودرتوی آن است؛ الگویی که در روایتهای مربوط به بنا با عنوان «خانه پوشانی» از آن یاد میشود. در این شیوه، فضاهای مختلف خانه بهگونهای در ارتباط با یکدیگر قرار میگرفتند که بخش اندرونی و محل زندگی اعضای خانواده، بهویژه زنان، از دید افراد بیرون از خانه محفوظ بماند. این نوع سازماندهی فضایی، در خانههای خانوادههای سنتی و مذهبی اهمیت زیادی داشت و نشان میداد که معماری چگونه با آداب اجتماعی و باورهای رایج زمان خود پیوند میخورد.
خانههای قدیمی تهران معمولاً تنها سرپناهی برای زندگی روزمره نبودند؛ آنها فضایی برای دورهمنشینی، پذیرایی از مهمانان و حفظ حریم خانواده به شمار میرفتند. در خانه پدری جلال آلاحمد نیز حضور پدری روحانی که مراجعان متعددی داشت، اهمیت جدایی فضای پذیرایی از بخش خصوصی زندگی را پررنگ میکرد. چنین ویژگیهایی، خانه را به نمونهای قابلتأمل برای شناخت رابطه میان معماری و سبک زندگی در تهران قدیم تبدیل میکند.
از روایتهای تلخ و ماندگار این خانه، درگذشت خواهر جلال در چند روزگی و دفن او در باغچه خانه است؛ خاطرهای که پیوند میان فضای کالبدی بنا و سرگذشت ساکنانش را یادآوری میکند. امروز، خانه پدری جلال آلاحمد در محدوده خیابان خیام و کوچه کارکن اساسی، بخشی از حافظه تاریخی محله سنگلج را در خود دارد؛ خانهای که میتوان در آن، ردپای معماری، فرهنگ و زندگی روزمره تهران در گذشته را جستوجو کرد.