در دل بازار قدیمی «آنارکلی» لاهور، میان شلوغی مغازهها و رفتوآمد روزمره، ساختمانی ایستاده که کاربریاش عوض شده، اما حافظهاش نه. معبد «بانسی دهار» که در اواخر دهه ۱۹۳۰ یا اوایل دهه ۱۹۴۰ ساخته شد، زمانی یکی از مکانهای مهم عبادت هندوها و وقفشده به لرد کریشنا بود؛ بنایی که معماریاش برای حضور، آیین و مکث طراحی شده بود، نه صرفاً سکونت.
پس از تقسیم هند در سال ۱۹۴۷، این معبد بهتدریج به فراموشی سپرده شد و در نهایت به ساختمانهای مسکونی تغییر کاربری داد. دیوارها صاحب اتاق شدند، فضاها تقسیم شدند و کارکرد مذهبی جای خود را به زندگی روزمره داد؛ اما همهچیز پاک نشد. «جهروکا»ی شاخص بنا—بالکن تزئینیِ رو به بیرون—هنوز همانجاست؛ عنصری که بیصدا گذشته را به یاد میآورد و اجازه نمیدهد هویت اولیه ساختمان کاملاً محو شود.
کاشیکاریها و تزئینات باقیمانده، نمونهای روشن از مهارت معماران و صنعتگران آن دورهاند؛ جزئیاتی که فراتر از کاربری امروز، به زمانهای تعلق دارند که بنا برای نیایش، معنا و حضور جمعی شکل گرفته بود. این ساختمان، حالا در هیئت خانهای معمولی، همچنان نشانههایی از آن نیت اولیه را حمل میکند؛ گویی بهخاطر دارد برای چه ساخته شده، حتی اگر دیگر همان نقش را ایفا نکند.
معماری گاهی بیش از اسناد و روایتها دوام میآورد. بعضی بناها، حتی وقتی تغییر میکنند، گذشتهشان را با خود نگه میدارند؛ نه بهعنوان نوستالژی، بلکه بهعنوان حافظهای زنده در بافت شهر.
منبع: andron_lyallpur