در فیلم «فریاد زیر آب»، طراحی دکوراسیون خانهها نقشی اساسی در بازنمایی شکافهای اجتماعی، فرهنگی و روانی شخصیتها ایفا میکند و بهعنوان یکی از عناصر مهم روایت بصری عمل میکند. تقابل میان خانهی قدیمیِ حیاطدار با حوض مرکزی و خانهی مبله و مدرنتر، بهروشنی دو جهان متفاوت را در برابر یکدیگر قرار میدهد.
خانهی قدیمی، با حیاطی مرکزی، حوض آب و رختهایی که در فضای باز آویزان شدهاند، واجد ساختاری کاملاً سنتی است. این فضا بر اساس الگوی معماری خانههای درونگرای ایرانی شکل گرفته؛ جایی که حیاط قلب خانه محسوب میشود و زندگی روزمره در آن جریان دارد. مصالح ساده، نبود تزئینات مدرن و حضور عناصر کاربردی مانند رختآویز، فضایی میسازد که بیش از آنکه نمایشی باشد، زیسته و واقعی است. این دکوراسیون حس فقر آمیخته با صمیمیت، تکرار زندگی روزمره و نوعی سکون تلخ را القا میکند؛ فضایی که گذشته در آن رسوب کرده و تغییر در آن بهسختی رخ میدهد.
در مقابل، خانهی مبلهی فیلم که به عناصر مدرنتری مانند مبلمان منظم و آباژور مجهز است، نمایندهی نوعی زیست شهری و میل به تجدد است. حضور آباژور ــ بهعنوان عنصری نسبتاً لوکس در بستر زمانی فیلم ــ تنها یک وسیلهی روشنایی نیست، بلکه نشانهای از تغییر سبک زندگی، فاصله گرفتن از فضای سنتی و گرایش به الگوهای مدرن و غربی محسوب میشود. نورپردازی کنترلشده، چیدمان حسابشده و تفکیک فضاها، حس نظم، فاصله و نوعی سردی عاطفی را به همراه دارد.
از منظر معناشناختی، این دو فضا صرفاً مکانهایی برای وقوع روایت نیستند، بلکه بازتابی از وضعیت ذهنی و طبقاتی شخصیتها بهشمار میآیند. خانهی حوضدار، با همهی سادگی و فرسودگیاش، حامل بار عاطفی و تاریخی است؛ در حالیکه خانهی مبله، اگرچه مدرنتر و آراستهتر به نظر میرسد، اما از صمیمیت و پیوندهای عاطفی عمیق تهیتر جلوه میکند.
در مجموع، دکوراسیون خانهها در «فریاد زیر آب» بهصورت هدفمند طراحی شده تا تضاد میان سنت و مدرنیته، فقر و رفاه نسبی، و زیست جمعی در برابر فردیت را برجسته سازد. این تقابل فضایی، بدون اتکا به دیالوگ، لایههای پنهان روایت را آشکار کرده و به درک عمیقتر روابط و بحرانهای شخصیتها کمک میکند.