به نقل از تکراتو:گاهی یک تبلیغ قدیمی بیشتر از دهها صفحه کتاب تاریخ حرف برای گفتن دارد. کافی است به تبلیغات پیکان در اواخر دهه ۴۰ شمسی نگاه کنیم؛ زمانی که داشتن خودرو برای بخش بزرگی از جامعه ایرانی هنوزاتفاقی تازه بود و «پیکان» آرامآرام داشت به یکی از شناختهشدهترین چهرههای خیابانهای ایران تبدیل میشد.
امروز که بیش از نیم قرن از آن تصاویر گذشته، دیدن پیکانهای براق در تبلیغات ایرانناسیونال، خیابانهای تهران، پوشش مردم و ادبیات تبلیغاتی آن دوران، حس عجیبی ایجاد میکند؛ ترکیبی از نوستالژی، کنجکاوی و شاید برای بعضیها حسرت دورانی که دیگر وجود ندارد.
تولید پیکان در ایران از سال ۱۳۴۶ و در کارخانه ایرانناسیونال آغاز شد. خودرویی که ریشه آن به هیلمن هانتر و گروه صنعتی روتس بریتانیا بازمیگشت، اما خیلی زود هویتی کاملاً ایرانی پیدا کرد.
تنها دو سال بعد، یعنی در سال ۱۳۴۸، پیکان دیگر صرفاً یک محصول صنعتی جدید نبود. تبلیغات گسترده، افزایش تولید و حضور بیشتر آن در خیابانها، این خودرو را به بخشی از تصویر ایران شهری آن دوران تبدیل کرده بود.
تبلیغات پیکان در آن سالها نیز جالب است. برخلاف تبلیغات پیچیده امروزی، پیام بسیار ساده بود: اتومبیلی خانوادگی، مدرن و قابل دسترس که قرار بود تجربه مالکیت خودرو را برای تعداد بیشتری از ایرانیان ممکن کند.
یکی از جذابترین بخشهای مرور اسناد آن دوران، قیمت خودرو است.
در فروردین ۱۳۴۸، متوسط قیمت انواع پیکان تولید ایران پس از افزایش قیمت به حدود ۱۸ هزار تومان رسید. البته مقایسه مستقیم این عدد با پول امروز بدون درنظرگرفتن درآمد، تورم و قدرت خرید دو دوره میتواند گمراهکننده باشد.
اما همین عدد یک تصویر تاریخی مهم به ما میدهد: پیکان قرار نبود یک کالای فوقلوکس باشد؛ فلسفه اصلی آن عرضه خودرویی نسبتاً ساده برای بازار روبهرشد ایران بود.
داستان پیکان بدون برادران خیامی کامل نمیشود.
ایرانناسیونال پیش از ورود جدی به تولید خودروهای سواری، در حوزه اتوبوس و وسایل نقلیه تجاری فعالیت داشت. قرارداد تولید پیکان اما مسیر این شرکت را تغییر داد و آن را به یکی از مهمترین مجموعههای صنعتی ایران تبدیل کرد.
پیکان ابتدا با اتکا به قطعات و فناوری خارجی تولید میشد و بنابراین نباید آن را به معنای امروزی یک خودروی کاملاً بومی دانست. با این حال، توسعه تولید و شکلگیری زنجیره قطعهسازی پیرامون آن، تأثیر قابل توجهی بر صنعت خودروی ایران گذاشت.
مدلهای مختلفی نیز بهتدریج وارد بازار شدند؛ از دولوکس و کار گرفته تا تاکسی، وانت، استیشن و بعدها مدل جوانان.
شاید جذابترین قسمت تماشای تبلیغات قدیمی پیکان همین باشد.
این تصاویر فقط یک ماشین را تبلیغ نمیکنند. در پسزمینه آنها میتوان نوعی خوشبینی به آینده را دید؛ خانوادهای که خودرو میخرد، کارخانهای که تولیدش را افزایش میدهد و جامعهای که اتومبیل شخصی بهتدریج وارد زندگی روزمرهاش میشود.
پیکان از نظر فنی محصول خارقالعادهای نبود و حتی در نخستین سالهای حضورش مشکلاتی متناسب با شرایط آبوهوایی ایران داشت. اما اهمیت تاریخی آن جای دیگری است: پیکان به بخشی از زندگی روزمره ایرانیان تبدیل شد.
امروز دیدن تبلیغ پیکان ۱۳۴۸ فقط برای علاقهمندان خودرو جذاب نیست.
ماشین، طراحی تبلیغ، فونتها، لباسها و حتی نوع نگاه مردم به مفهوم «خودروی شخصی» ما را برای چند لحظه به ایران بیش از نیم قرن قبل میبرد.
برای نسلی که آن سالها را دیده، احتمالاً این تصاویر یادآور خیابانها، سفرها و خاطرات خانوادگی است. برای نسلهای جدیدتر اما ماجرا متفاوت است؛ آنها به قابهایی نگاه میکنند که گویی متعلق به یک دنیای کاملاً دیگر است.
شاید به همین دلیل است که یک تبلیغ ساده پیکان بعد از این همه سال هنوز جذابیت دارد.
پیکان دیگر تولید نمیشود، ایرانناسیونال سالهاست ایرانخودرو نام دارد و خیابانهای ایران نیز هیچ شباهتی به سال ۱۳۴۸ ندارند؛ اما آن تصاویر همچنان باقی ماندهاند.
تصاویری از دورانی که پیکان تازه متولد شده بود و صنعت خودروی ایران تصور میکرد مسیر بسیار طولانیتری پیش رو دارد.