این خانه، آهی آرام اما عمیق در دل خود دارند؛ حسرتی برای خانهای «بهشدت دلبر» که در شهر زیبای خوانسار به حال خود رها شده و خاک میخورد. واژهی «دلبر» نشان میدهد که این خانه فقط یک ساختمان نیست، بلکه جانی دارد، خاطرهای دارد، و پیوندی عاطفی با گوینده برقرار کرده است.
«خاک خوردن» در این جمله استعارهای از فراموشی و بیمهری است؛ گویی زمان روی دیوارهایش نشسته و کسی دستی بر سر و رویش نکشیده است. این تعبیر، تضادی دردناک میسازد میان زیبایی ذاتی خانه و سرنوشت مهجورش.