پخش نخستین قسمت از فصل دوم سریال «بامداد خمار» بار دیگر نگاه مخاطبان را به یکی از مهمترین ویژگیهای این مجموعه معطوف کرد؛ فضاسازی دقیق و انتخاب لوکیشنهایی که روایت داستان را باورپذیرتر و چشمنوازتر میکنند. در میان تمام فضاهای این قسمت، سرداب خانه تاریخی بصیرالملک بیش از هر بخش دیگری توجه بینندگان را به خود جلب کرد؛ فضایی تاریک، مرموز و دور از چشم که در تضاد کامل با شکوه و زرقوبرق بخشهای دیگر این خانه قرار دارد.
اگر تالارها، ارسیها و تزئینات خانه بصیرالملک، نماد زندگی اشرافی صاحبان آن بودند، سرداب روایت دیگری از این عمارت را بازگو میکند؛ جایی که نور به سختی به آن راه پیدا میکند و سکوت و خنکای فضا، حس تعلیق و رازآلودگی داستان را دوچندان میکند. همین ویژگیها باعث شده است این بخش از خانه به یکی از تأثیرگذارترین لوکیشنهای قسمت نخست فصل دوم تبدیل شود و نقش مهمی در فضاسازی سریال ایفا کند.
سرداب، یکی از عناصر مهم معماری خانههای سنتی ایران بود؛ فضایی که معمولاً چند متر پایینتر از سطح زمین ساخته میشد تا در گرمترین روزهای سال، دمایی خنک و مطبوع داشته باشد. در روزگاری که خبری از سامانههای سرمایشی امروزی نبود، خانوادهها ساعات گرم تابستان را در سرداب سپری میکردند و مواد غذایی، آب، ترشی، شربت و دیگر خوراکیها نیز برای ماندگاری بیشتر در همین فضا نگهداری میشد.
در بسیاری از خانههای تاریخی، سرداب علاوه بر کارکرد اقلیمی، به دلیل دور بودن از فضای اصلی خانه، مکانی آرام و خلوت به شمار میرفت. اکنون همین بخش کمتر دیدهشده از خانه بصیرالملک، با حضور در «بامداد خمار»، بار دیگر اهمیت معماری هوشمندانه خانههای ایرانی را یادآوری کرده و نشان داده است که چگونه یک فضای تاریخی میتواند به یکی از ماندگارترین قابهای یک اثر نمایشی تبدیل شود.