سروش صحت با فیلم جدیدش «استخر» دوباره به سینما آمده؛ فیلمی که مثل بسیاری از آثار قبلی او، فقط به قصه و دیالوگهای شخصیتها متکی نیست. صحت همیشه در روایت آدمهایش به چیزی فراتر از متن و فیلمنامه توجه دارد؛ به فضایی که شخصیتها در آن نفس میکشند، راه میروند و تنهاییشان را تجربه میکنند.
در سینمای سروش صحت، خانهها معمولا با آدمها حرف میزنند. گاهی بزرگ و لوکساند اما خالی به نظر میرسند، گاهی پر از رنگ و جزئیاتاند اما باز هم حس زندگی در آنها جریان ندارد. در ادامه، سه خانه از سه شخصیت متفاوت در فیلمهای سروش صحت را بررسی میکنیم؛ سه فضایی که هرکدام به شکلی متفاوت، مفهوم تنهایی را به تصویر میکشند.
در فیلم جدید سروش صحت، «استخر»، خانه شخصیت امیر که امین حیایی نقش آن را بازی میکند، یکی از مهمترین عناصر شخصیتپردازی است. این خانه، برخلاف بسیاری از خانههای سینمایی که صرفا پسزمینه اتفاقات هستند، بخشی از روایت زندگی این شخصیت را شکل میدهد.
ساختار معماری خانه از همان ابتدا توجه را جلب میکند؛ فضایی تودرتو که مسیرهای مختلفی برای حرکت در آن وجود دارد و حس پیچیدگی درونی شخصیت را تقویت میکند. با اینکه خانه از پنجرههای نورگیر و ظرفیت دریافت نور طبیعی برخوردار است، اما همچنان در نوعی تاریکی فرو رفته؛ انگار نور بیرونی نمیتواند به فضای شخصی این آدم نفوذ کند.
مهمترین نقطه این خانه، کتابخانه بزرگ آن است؛ تنها عنصری که از میان تمام جزئیات خانه میتواند مخاطب را متوقف کند. کتابها در این فضا نه نشانهای از زندگی اجتماعی، بلکه بیشتر یادآور خلوت و جهان شخصی مردی هستند که بخش زیادی از زمانش را در تنهایی خودش سپری میکند. خانه با وجود امکاناتش، بیشتر شبیه پناهگاهی است برای فاصله گرفتن از جهان بیرون.
در «صبحانه با زرافهها»، ویلای شاهین یکی دیگر از نمونههای جالب نگاه سروش صحت به رابطه میان فضا و شخصیت است. این خانه، برخلاف خانه دامپزشک در «استخر»، از هر نظر بزرگ، لوکس و چشمگیر است؛ یک ویلای دوبلکس با طراحی مدرن، جزئیات گرانقیمت و چیدمانی که تلاش میکند تصویری از موفقیت و رفاه را نمایش دهد.
اما همین وسعت و شکوه، به جای آنکه حس زندگی را بیشتر کند، نوعی فاصله و خلأ ایجاد میکند. خانهای با این ابعاد، برای یک نفر بیش از اندازه بزرگ است؛ اتاقها، فضاهای خالی و وسایل لوکس بیشتر از آنکه نشانه آرامش باشند، نبود آدمهای دیگر را پررنگ میکنند.
در این خانه، تجمل تبدیل به یک لایه بیرونی شده؛ چیزی که نمیتواند جای خالی ارتباط و صمیمیت را پر کند. ویلای شاهین در ظاهر کاملترین نسخه یک خانه ایدهآل است، اما در عمق خود، تصویری از تنهایی آدمی است که میان امکانات زیاد، چیزی برای شریک شدن ندارد.
در «جهان با من برقصه»، ویلای جهان با بازی علی مصفا، فضایی متفاوت از دو خانه دیگر دارد. خانهای که او را از تهران جدا میکند و به شمال میبرد؛ فضایی با معماری روستیک، جزئیات چوبی و رنگهایی که در نگاه اول حس گرما و زندگی را منتقل میکنند.
اما این رنگها هم نمیتوانند حال شخصیت را تغییر دهند. خانه تلاش میکند سرشار از حس زندگی باشد، اما ساکن آن درگیر پرسشها و تنهاییهای خودش است. تضاد میان ظاهر گرم و پرجزئیات ویلا با وضعیت درونی جهان، یکی از جذابیتهای این فضاست.
این خانه به جای اینکه غم شخصیت را پنهان کند، آن را بیشتر نمایان میکند؛ انگار حتی زیباترین منظرهها و آرامش طبیعت هم نمیتوانند خلأ درونی یک انسان را کاملا پر کنند.
سه خانه در سه فیلم سروش صحت، سه شکل متفاوت از تنهایی را نشان میدهند. شخصیتهای او از نظر مالی در شرایط دشواری نیستند؛ خانههایشان کوچک یا بیامکانات نیست. اما مسئله اینجاست که فقر در اینجا فقرِ فضا نیست، فقرِ ارتباط و معناست.
در جهان سینمایی سروش صحت، خانهها با تمام جزئیاتشان نشان میدهند که داشتن یک فضای زیبا، بزرگ یا لوکس الزاما به معنای داشتن یک زندگی کامل نیست. گاهی یک خانه میتواند بهترین تصویر از چیزی باشد که در آن وجود ندارد؛ یک جای خالی بزرگ که پشت دیوارهای شیک، نورگیر و پرجزئیات پنهان شده است.