دکوراسیون هتل محل اقامت خانوادهٔ نقی معمولی و ارسطو در استانبول، واجد زبانی بصری است که بهروشنی در خدمت روایت و شخصیتپردازی قرار میگیرد. فضای داخلی اتاقها و فضاهای عمومی هتل، بر اساس الگوی هتلهای توریستی مدرنِ میانرده طراحی شده و فاقد هرگونه نشانهگذاری بومی یا هویتیِ پررنگ است؛ امری که بهصورت آگاهانه حس بیمکانی و موقتیبودن را تقویت میکند.
در اتاقها، استفاده از پالت رنگی خنثی و سرد شامل کرم، بژ، طوسی روشن و آبی ملایم، فضای بصری کنترلشده و نسبتاً خنثی ایجاد کرده است. مبلمان ساده، با خطوط صاف و بدون تزئینات، در کنار دیوارپوشهای یکنواخت و نورپردازی کاربردی، نشاندهندهٔ اولویت کارکرد بر احساس است. این نوع طراحی، فضایی استاندارد و قابل پیشبینی میسازد که هیچگونه صمیمیت خانگی در آن دیده نمیشود.
نور طبیعی که از پنجرههای بزرگ وارد فضا میشود، اگرچه به روشنایی کمک میکند، اما به دلیل فقدان عناصر گرمکنندهٔ بصری (نظیر چوب تیره، پارچههای بافتدار یا رنگهای گرم)، به ایجاد حس آرامش عاطفی منجر نمیشود. در نتیجه، فضا حالتی سرد، رسمی و کنترلشده دارد؛ گویی برای اقامت کوتاهمدت طراحی شده و نه برای زیست.
در فضاهای عمومی هتل، بهویژه محل نشستن کنار پنجرهها، ترکیب مبلمان ساده با چشمانداز استخر و شیشههای بزرگ، بر نمایش ظاهری مدرنیته و رفاه توریستی تأکید دارد. با این حال، این تجمل سطحی و نمایشی است و فاقد عمق فرهنگی یا هویتی است. این موضوع در تضاد آشکار با رفتار و سبک زیست خانوادهٔ معمولی قرار میگیرد؛ جایی که اعضای خانواده، حتی در چنین فضایی، رفتارهای کاملاً خانگی مانند غذا خوردن دستهجمعی را بازتولید میکنند.
از منظر روایی، این دکوراسیون عمداً خنثی و بیروح طراحی شده تا شخصیتها بتوانند «بیگانهبودن» خود را در فضا برجسته کنند. شلوغی رفتاری، گفتوگوهای خودمانی و کنشهای غیررسمی شخصیتها، در برابر نظم، سکوت و انضباط فضایی هتل، تضادی معنادار ایجاد میکند که یکی از منابع اصلی طنز و معنا در این بخش از سریال است.
در مجموع، دکوراسیون این هتل نه با هدف ایجاد جذابیت بصری مستقل، بلکه بهعنوان پسزمینهای سرد، موقت و بیهویت طراحی شده است؛ پسزمینهای که بهخوبی تفاوت میان جهان ذهنی و فرهنگی شخصیتها با فضای مدرن و بیطرف شهری استانبول را بازنمایی میکند و بدون نیاز به دیالوگ، حس غربت و ناهماهنگی را به مخاطب منتقل میسازد.