همشهری آنلاین گزارشی کار کرده درباره یک خانواده عیالوار که در خانه 40 متری زندگی میکنند، به هر حال شاید 40 متر با هیچ منطقی برای هشت نفر کم باشد، هر چقدر هم که سعی کنیم خوشبین و صورتی به ماجرا نگاه کنیم:
مهدی مرادنیا(نام مادر خانواده هم طاهره کوشکی است) کارگر فضای سبز شهرداری تهران و اهل کوهدشت لرستان است. وقتی فهمید قرار است هدیه ای آسمانی برایش فرستاده شود، پدر 2دختر 11و 9ساله بود، اما در خواب هم نمی دید که قرار است با تولد 4قلوها، پدر 6فرزند قد و نیم قد شود.
یکی از بچه ها را در بغلش نگه داشته و تکان تکان می دهد تا آرام شود و بخوابد. همزمان چشمش به مادر و دخترهاست که مشغول رسیدگی به بچه های دیگر هستند. وسط صدای گریه و نق زدن بچه ها می گوید: «من قبل از تولد بچه ها، 2فرزند داشتم، طهورا و آتنا، دختران 11ساله و 9ساله ام. خدا لطفی در حق من و همسرم کرد و ما صاحب 4قلو شدیم.»
خانواده مرادنیا مستأجرند و خانه شان کمتر از 40متر مساحت دارد. شرایط زندگی در این خانه کوچک، برایشان خیلی سخت است. پدر می گوید: «زندگی کردن 8نفر در خانه ای به این کوچکی و بدون امکانات مناسب، واقعا دشوار است. برای حمام کردن بچه ها ناچاریم اتاق را گرم کنیم و چندباری دچار گازگرفتگی خفیف شده ایم. با این حال اصلا نمی توانم به رفتن از این خانه فکر کنم؛ چون با این همه هزینه، اجاره همین خانه را هم به سختی جور می کنم. نداشتن وسیله نقلیه هم مشکل بزرگی است؛ مخصوصا که باید مدام برای آزمایش های مختلف 4قلوها را به بیمارستان ببریم. بیشتر روزها دیر سر کارم می رسم و بنده خدا مسئولم هم کم کم صدایش از این همه گرفتاری من درآمده است.»
از مشخصات این خانه میشود به یک بخاری ساده گازی و فرش ماشینی و چند گلدان ارزان اشاره کرده که نشان میدهد زندگی طاهره و مهدی حداقلی است، هر چند که تلاش کنند این حداقل را بزرگ نشان بدهند.