درست هفت سال از روزی که خیابان شانزدهم یوسفآباد یکی از یادگاریهای معماریاش را از دست داد، گذشت. ساختمانی که میتوانست امروز نمونۀ درخشانی از کیفیت و هنر در معماری مسکونی تهران باشد.
عقبنشینی متواضعانه از خط گذر، ترکیب گرم آجر و سنگ، کنسولهای جسور، پلّههای رنگی که گویی دعوتی بود به آرامش، و نردههایی که قصههای آشنا در دلشان نقش بسته بود. اینها تنها ویژگیهای کالبدی یک ساختمان نبودند؛ بلکه روایتی از زندگی و ذوقی جمعی بودند که امروز جایشان خالی است.
ساختمانی که به جای آن نشست، شاید بتواند پاسخگوی نیازهای ساکنان جدید باشد، ولی آیا میتواند همان حس تعلق، همان زیبایی خاطرهانگیز و همان هویت مکانی را زنده کند؟
این فقط یک ساختمان نبود؛ بخشی از حافظۀ جمعیمان بود. حافظههایی که کمکم در هیاهوی بتن و آهن رنگ میبازد.
منبع: calquestudio