«بیست و یک»؛ سریالی استاندارد با وجوه معمایی

«بیست و یک»؛ سریالی استاندارد با وجوه معمایی

گره افکنی و گره‌گشایی، مهمترین بخش فیلمنامه های معمایی به حساب می آیند که نقشی کلیدی در اسکلت آن دارند و می‌توانند یک تنه موفقیت یا شکست کار را رقم بزنند. سریال «بیست و یک» به کارگردانی بهنام بهزادی که تاکنون 9 قسمت از آن توسط پلتفرم فیلم‌نت پخش شده است از این قاعده کلی مستثنی نیست. مسعود خباز به عنوان نویسنده فیلمنامه که علاقه زیادی هم به فضای معمایی و روایت قصه‌های تودرتو دارد، در چهار قسمت نخست روی الناز به عنوان یک قاتل سریالی که خود را تسلیم پلیس آگاهی کرده، مانور داده است و او را در تقابل با سرگرد مجد در قطب مثبت کار قرار می‌دهد.

فلش بک‌ها نیز در این چند قسمت کارکرد درستی داشته و کاشت اطلاعات را در رابطه با الناز و کودکی‌اش انجام می‌دهند. شماره‌هایی که الناز سرصحنه جرم می‌گذارد، نقش مهمی در ساختار فیلمنامه دارند و نقشه راه پلیس به حساب می‌آیند. نویسنده همچنین روی ذهن بازیگوش و مخرب الناز به عنوان ضدقهرمان مانور داده است و از آن به عنوان یک لایه درونی جذاب استفاده می‌کند برای مثال می‌توان به رابطه‌اش با انسیه اشاره کرد که نقب بیشتری به لایه‌های درونی الناز و انگیزه‌هایش می‌زند.

خروج سرگرد مجد، ورود سرگرد صدر و قوت بیشتر «بیست و یک»

تعویض قهرمان، ایده‌ای پرریسک در سریال‌سازی به حساب می‌آید که اندک لغزشی می‌تواند کلیت آن را به خطر بیندازد؛ کاری که سازندگان سریال انجام داده و آن را به نقطه قوت قسمت‌های میانی کار تبدیل کرده‌اند؛ جایی که سرگرد مجد در یک حادثه تلخ به کما می رود و پرونده الناز در اختیار سرگرد صدر قرار می‌گیرد. این جا به جایی به موقع ریتم پرشتاب‌تری به قصه می بخشد و جایگاه قهرمان را محکم‌تر می‌کند.

با ورود صدر است که گره‌ها اندکی باز شده و تماشاگر با رغبت بیشتری با داستان همراه و همدل می‌شود. بخش مهمی از این ماجرا به پرداخت درست این شخصیت و بهره‌گیری صحیح از کلیشه‌های آشنا بازمی‌گردد؛ پلیسی با خصوصیات متفاوت با بقیه همکاران خود که روش کار خاص خود را داشته و به همین دلیل در مرخصی طولانی مدت به سر می‌برد. علاقه صدر به تعمیر ساعت نیز لایه دیگری به او بخشیده است که دقیق بودنش در کار را به تماشاگر  متذکر می‌شود. رابطه او با دختر جوانش نیز با وجود کوتاه بودن مدت زمانش، نسبتا خوب و تقریبا به اندازه به نظر می‌رسد.
«بیست و یک» و سرانجام گره‌هایی که گشوده می‌شوند

یکی از نکات کلیدی‌ که فیلمنامه‌نویسان در نگارش سریال‌های پلیسی-معمایی ملزم به رعایت آن هستند، زمان‌بندی دقیق در بخش گره‌افکنی و گره‌گشایی است که خباز در «بیست و یک» به خوبی آن را رعایت کرده است. گره‌ها در چهار قسمت نخست انداخته شده، قلاب فیلمنامه‌نویس به تماشاگران کار گیر کرده است و سپس آرام آرام گره‌ها باز می‌شوند. سرگرد صدر به مرور و با پیدا کردن چند سرنخ و پیدا کردن طعمه‌هایی که الناز گوشه‌ای از شهر رهایشان کرده، روی نقاط تاریک پرونده نور انداخته است و هم پای تماشاگر پیش می‌رود به ویژه با پیدا شدن سروکله فرید که پدرش صاحب کارخانه‌ای بوده که مادر الناز در آنجا کارگر بوده است. همچنین می‌توان به زن جوانی که با الناز و مرد ناشناس همدستش کار می‌کند و زمانی کارگر جنسی بوده است، اشاره کرد که به عنوان شخصیت مکمل حضور تاثیرگذاری دارد. قسمت 9 سریال از این حیث سیر صعودی چشمگیری داشته و موتور قصه را برای قسمت‌های پایانی روشن می‌کند.

بیست و یک در فیلم نت

«بیست و یک» و پدیده ای به نام سعید آقاخانی

سه دهه پیش و زمانی که جُنگ تلویزیونی «ساعت خوش» در اوج بود، بازیگری با چهره‌ای کودکانه در یکی از آیتم‌های پرطرفدار آن بازی می‌کرد که کمتر کسی قادر به پیش‌بینی آینده او در عرصه بازیگری بود: سعید آقاخانی. او در یک دهه اخیر و با وجود آن که در قاب کوچک و در مقام بازیگر/کارگردان نیز پرکار به نظر می‌رسد، تک نقش های درخشانی را ایفا کرده و در «بیست و یک» نیز به خوبی با شخصیت سرگرد صدر جفت و جور شده و نگاه تماشاگر را کاملا معطوف به خود می‌کند.

سعید آقاخانی نقش پلیسی یکسره متفاوت با بقیه که نگاه نافذی دارد را بازی می کند و آقاخانی روی این نگاه به خوبی متمرکز شده است. همین طور مکث‌هایی که در کلام و حرکاتش به چشم می‌خورد و به شخصیت صدر عمق بیشتری می‌بخشد برای مثال می‌توان به نخستین مواجهه حضوری او با الناز در اتاق بازجویی اشاره کرد که در عین آرامش، حضوری تاثیرگذار و سنگین دارد.
رضا بهبودی نیز شخصیت تیپیکال فاطمی را خوب از کاردرآورده است و گاه لحظه‌های بانمکی را با آقاخانی خلق کرده‌اند. از میان بازیگران نقش‌های مکمل نیز می‌توان به بهاره کیان افشار در نقش دنیا و عماد امامی در نقش فرید اشاره کرد که بازی این دو کاملا به چشم آمده است و شخصیت‌های باورپذیری را خلق کرده‌اند.

«بیست و یک» نمونه‌ای نزدیک به استانداردهای سریال‌های معمایی است که باید دید می‌تواند در قسمت‌های آینده نیز برگ برنده‌ای برای تماشاگران خود رو کند یا نه.

لینک پیشنهادی


دیدگاه کاربران

ثبت دیدگاه