امروز در چیدانه، برگشتیم به روزهایی که زندگی آرامتر بود و دلها گرمتر. روزهایی که تلویزیون فقط یک صفحهی روشن نبود، بلکه قرار هفتگی خانوادهها بود؛ همه دور هم، با یک استکان چای و قصهای که دل را میبرد.
سال ۱۳۷۰، وقتی سریال خاطرهانگیز «این خانه دور است»پخش میشد، مردم هر هفته میخکوب تلویزیون بودند. نه برای هیجان، بلکه برای آرامش. برای دیدن زندگی سادهای که شبیه خانههای خودشان بود.
آن حیاط صمیمی، با سماور همیشه روشن و قوری روی آن، فقط یک لوکیشن نبود؛ قلب تپندهی داستان بود. جایی که آدمها دور هم جمع میشدند، حرف میزدند، سکوت میکردند و زندگی جریان داشت. چای بهانه بود، اما اصل ماجرا با هم بودن بود.
امروز که به آن سریال نگاه میکنیم، چیزی فراتر از یک خاطره میبینیم. از میان حدود سی بازیگر این مجموعه، ۲۲ نفرشان دیگر در میان ما نیستند و آسمانی شدهاند. آدمهایی که بیصدا، بخشی از کودکی و جوانی ما را ساختند.