باران که میبارد، تهران چهره دیگری به خود میگیرد؛ خیابانها خیس و لغزنده میشوند، تردد خودروها دشوارتر میشود و در بعضی نقاط، آب جمعشده در معابر به یکی از دردسرهای اصلی شهروندان تبدیل میشود. بارندگی شدید دیروز و امروز، بار دیگر مسئله مدیریت آبهای سطحی در پایتخت را به صدر توجهها آورده است؛ مسئلهای که با هر بارش قابلتوجه، پرسشی قدیمی را زنده میکند: چرا شهری مانند تهران، با وجود شبکههای جمعآوری و هدایت آب، همچنان در مواجهه با باران با چالش روبهروست؟ آیا راهحل فقط در ساخت کانالهای بیشتر و بزرگتر خلاصه میشود، یا باید اساساً نگاهمان به آب باران و طراحی شهر را تغییر دهیم؟
در سوی دیگر جهان، چین چند سالی است ایدهای متفاوت را دنبال میکند؛ ایدهای که به جای تلاش صرف برای دور کردن آب از شهر، میخواهد شهر را به فضایی برای جذب، ذخیره و استفاده دوباره از آن تبدیل کند. مفهوم «شهر اسفنجی» (Sponge City) بر همین اساس شکل گرفته است: شهری که مانند اسفنج، بخشی از باران را در خود نفوذ میدهد، نگه میدارد و در زمان مناسب به چرخه مصرف یا محیط طبیعی بازمیگرداند.
در این رویکرد، آسفالت و سطوح نفوذناپذیر تنها گزینه طراحی خیابانها و فضاهای عمومی نیستند. کفپوشهای نفوذپذیر، باغهای بارانی، پارکهای فرورفته، تالابهای مصنوعی، مخازن ذخیره و بامهای سبز، مجموعهای از ابزارهایی هستند که میتوانند فشار بر شبکه زهکشی شهری را کاهش دهند. بهجای آنکه تمام آب باران با سرعت به کانالها و پاییندست منتقل شود، بخشی از آن در محل بارش جذب یا ذخیره میشود.
البته شهر اسفنجی قرار نیست معجزه کند یا جایگزین کامل زیرساختهای زهکشی شود؛ بلکه با ترکیب طبیعت و مهندسی، راهی برای کاهش خطر آبگرفتگی و افزایش تابآوری شهر در برابر بارشهای شدید ارائه میدهد.
تجربه چین میتواند برای تهران، شهری با توسعه گسترده سطوح سخت، کمبود فضاهای نفوذپذیر و چالشهای مدیریت رواناب، موضوعی قابل تأمل باشد. پرسش اصلی این است: آیا تهران هم میتواند به جای جنگیدن با آب باران، آن را به بخشی از طراحی و زندگی شهری تبدیل کند؟