بعضی آثار هنری با گذشت زمان نه تنها قدیمی نمیشوند، بلکه ارزش واقعیشان تازه آشکار میشود. انیمیشن «زال و سیمرغ» که در سال ۱۳۵۶ به کارگردانی علی اکبر صادقی ساخته شد، از همین دست آثار است؛ اثری که نه فقط یکی از نخستین تجربههای جدی اقتباس از شاهنامه در قالب انیمیشن به شمار میآید، بلکه نمونهای موفق از پیوند ادبیات کلاسیک ایران با هنر تصویر است.
این انیمیشن از محصولات کانون که به تازگی در فیلم نت عرضه شده است، مخاطب را به یکی از تاثیرگذارترین روایتهای شاهنامه میبرد؛ داستانی که در ظاهر از تولد، رنج و سرنوشت زال سخن میگوید، اما در لایههای عمیقتر، درباره حقیقت انسان، جایگاه خرد و نسبت جامعه با «تفاوت» است.
شاهنامه فردوسی را معمولا با نبردهای بزرگ، پهلوانان نامدار و صحنههای حماسی میشناسند، اما اگر اندکی دقیقتر به این اثر بنگریم، درمییابیم که شاهنامه پیش از آنکه کتاب جنگ و حماسه باشد، کتاب «انسان» است. فردوسی در سراسر این اثر، بیش از آنکه شمشیر را بستاید، خرد و حکمت را میستاید و به همین دلیل است که داستان زال، جایگاهی ویژه در میان روایتهای شاهنامه دارد. این داستان، پیش از آنکه آغاز زندگی رستم باشد، روایت شکلگیری اندیشهای است که بعدها بزرگترین پهلوان ایران را پرورش خواهد داد.
داستان از تولد کودکی آغاز میشود که با دیگران «تفاوت» دارد. زال با موهایی سپید به دنیا میآید و همین ویژگی، پدرش سام را به هراس میاندازد. سام، فرزند خود را نشانهای نامبارک میپندارد و او را بر فراز کوه البرز رها میکند. این بخش از داستان، صرفا یک حادثه اساطیری نیست؛ بلکه تصویری از یکی از کهنترین رفتارهای بشر است. انسان همواره در برابر آنچه با آن آشنا نیست، دچار بیم میشود و تفاوت را به جای آنکه فرصتی برای شناخت بداند، تهدید تلقی میکند.
در همین نقطه است که یکی از باشکوهترین شخصیتهای اسطورهای ادبیات ایران وارد روایت میشود؛ سیمرغ. او در شاهنامه تنها یک پرنده افسانهای نیست، بلکه نماد خرد، شفقت، تجربه و پیوند میان جهان طبیعت و جهان انسان است. اگر سام نماینده قضاوت شتابزده و نگاه ظاهربین باشد، سیمرغ مظهر نگاهی است که حقیقت را فراتر از ظاهر میبیند و ارتباطی ویژه با جهان معنا دارد. سیمرغ با یک ندای آسمانی زال را نه به دلیل تفاوت یا شباهتش با دیگران، بلکه به دلیل ظرفیتهای انسانیاش میپذیرد، میپرورد و به او میآموزد. در واقع پر سیمرغ نیز که در اختیار زال قرار میگیرد، نماد پیوند همیشگی انسان با سرچشمه خرد است؛ گویی فردوسی میگوید انسان هرگز نباید ارتباط خود را با حکمت از دست بدهد.
زال و سمیرغ از حکمت و تربیت می گوید
شاید بتوان گفت جانمایه اصلی داستان زال و سیمرغ، ستایش «تربیت» است. فردوسی به زیبایی نشان میدهد که انسان بزرگ، تنها با تبار و خون شناخته نمیشود؛ بلکه آنچه شخصیت او را میسازد، حکمتی است که میآموزد، مهری است که دریافت میکند و تجربهای است که از سر میگذراند. زال، پیش از آنکه فرزند سام باشد، پرورشیافته سیمرغ است و همین نکته، او را به یکی از متفاوتترین شخصیتهای شاهنامه تبدیل میکند.
زال در حقیقت میان دو جهان زندگی میکند؛ از یک سو به جهان انسانها تعلق دارد و از سوی دیگر، در دامان طبیعت و موجودی اسطورهای رشد میکند. بسیاری از پژوهشگران اسطوره بر این باورند که قهرمانان بزرگ، معمولا پیش از ورود به جامعه، دورهای از انزوا، آموزش و دگرگونی را پشت سر میگذارند. زال نیز چنین مسیری را طی میکند؛ او نخست از جامعه رانده میشود، در خلوت به بلوغ میرسد و سپس با حکمتی تازه به میان مردم بازمیگردد.
انتخاب این داستان برای ساخت انیمیشن، انتخابی بسیار هوشمندانه بوده است. جهان شاهنامه سرشار از تصویر است؛ کوههای بلند، آشیانه سیمرغ، پرهای زرین، طبیعت رازآلود البرز و شخصیتهایی که هر یک ظرفیت خلق جهانی بصری دارند. انیمیشن، برخلاف بسیاری از قالبهای دیگر، میتواند مرز میان واقعیت و خیال را از میان بردارد و همین ویژگی باعث میشود جهان اسطورهای شاهنامه، طبیعی و باورپذیر جلوه کند. در چنین قالبی، سیمرغ دیگر تنها واژهای در کتاب نیست؛ موجودی است که مخاطب او را میبیند، با او همدلی میکند و حضورش را احساس میکند.
در روزگاری که سرعت تولید محتوا، بسیاری از آثار هنری را به محصولاتی کوتاهعمر تبدیل کرده است، بازگشت به آثاری مانند «زال و سیمرغ» یادآور این حقیقت است که هنر، زمانی ماندگار میشود که ریشه در روایتهای عمیق انسانی داشته باشد. این انیمیشن تنها بازسازی چند صفحه از شاهنامه نیست؛ تلاشی است برای جان بخشیدن به میراثی که قرنها در حافظه فرهنگی ایرانیان زنده مانده است.
این اثر دعوتی است به بازخوانی یکی از ماندگارترین اندیشههای فردوسی؛ اندیشهای که خرد را بر تعصب، مهر را بر داوری شتابزده و پرورش را بر ظاهر ترجیح میدهد. شاید راز جاودانگی این روایت نیز در همین باشد؛ اینکه پس از هزار سال، هنوز هم میتواند انسان امروز را به اندیشیدن درباره تفاوت، انسانیت، تربیت و امید فرا بخواند.
محمدسعید پروین