آخرین فیلم بلند ساختهی منتشر شده و با استقبال و توجه گستردهی مخاطبان روبهرو شده است. یکی از ویژگیهای مهم این فیلم، حضور پررنگ فضا و بهویژه خانهای است که فراتر از یک لوکیشن ساده عمل میکند؛ خانهای که خودش بهمثابه یک کاراکتر مستقل در روایت ظاهر میشود و همراه با شخصیتها، درد، تنش و فرسودگی را تجربه میکند. در ادامه، به بررسی دکوراسیون و طراحی این خانه پرداخته میشود؛ خانهای که روستایی با آن برخوردی کاملاً کاراکترمحور دارد.
این خانه با ساختار تو در تو، اتاقهای متعدد و پنجرههای فراوان، عملاً یک بستر ایدهآل برای فیلمبرداری و طراحی میزانسن فراهم میکند. قاببندیها در فیلم بهطور مستقیم تحت تأثیر معماری فضا شکل گرفتهاند؛ بهطوریکه روابط خانوادگی و فاصلههای عاطفی شخصیتها، اغلب از طریق دیوارها، شیشهها و درگاهها بازنمایی میشود. گاهی یک شیشه یا یک در، به اندازهی یک دیوار بتنی میان آدمها فاصله میاندازد و همین انتخاب بصری، به شکلگیری حس انزوا و گسست در دل یک خانهی بهظاهر مشترک کمک میکند.
خانه در این فیلم به معنای واقعی کلمه غرق در نور است؛ نوری که عمدتاً از پنجرههای بزرگ وارد فضا میشود و در طول روز، با شدت و زاویههای متفاوت، حال و هوای صحنهها را تغییر میدهد. این نورپردازی طبیعی، هم به واقعگرایی فضا کمک میکند و هم نوعی تضاد ایجاد میکند: از یک سو خانه روشن و زنده به نظر میرسد و از سوی دیگر، اتفاقات و تنشهای درونی شخصیتها، این روشنایی را به نوعی آزاردهنده و حتی سرد تبدیل میکند. نور در اینجا فقط یک عنصر زیباییشناختی نیست، بلکه بخشی از روایت و احساس است.
آشپزخانه در این خانه، برخلاف انتظار از فضایی که سه زن در آن زندگی میکنند، فاقد هرگونه نشانهی گرم و شخصیسازیشده است. نه عکسهای خانوادگی روی یخچال دیده میشود و نه وسایل رنگی یا جزئیات صمیمی که معمولاً به فضا هویت خانگی میدهند. همهچیز در طیفی از رنگهای خنثی و خاکستری طراحی شده؛ گویی آشپزخانه بیشتر یک فضای کارکردی و سرد است تا قلب گرم یک خانه. این انتخاب طراحی، بهخوبی در راستای فضای کلی فیلم عمل میکند و نوعی تهیبودن عاطفی را در دل زندگی روزمره بازتاب میدهد.
اتاق علیار، پسر مهناز (با بازی پریناز ایزدیار)، در دل این خانهی بزرگ به شکلی متناقض، فضایی بسیار کوچک و تقریباً دو متری است که سهم او از این ساختار عظیم محسوب میشود. با این حال، همین فضای محدود به شکلی کاملاً شخصیسازی شده است؛ بهطوریکه حتی اگر خود علیار در قاب حضور نداشته باشد، هویت او در فضا احساس میشود.
از پوسترهایی که روی در و دیوار چسبانده شده تا بینظمی کنترلنشدهی اتاق، همه چیز نشان میدهد که اینجا قلمرو یک پسر ۱۴ ساله است که اجازهی دخالت بزرگترها در دنیای شخصیاش را نداده. این اتاق در عین کوچکی، یکی از پرجزئیاتترین بخشهای خانه است و نقش مهمی در شخصیتپردازی غیرمستقیم او دارد.